امروز رفتم ایسنا( خبر گزاری دانشجویان ایران- منطقه خبری خزر )
اگه یه کم حس و حال مطبوعاتی داشته باشی خوب می دونی که فضای یه تحریریه چه طوریه ...
جنب و جوشی که بچه ها دارن ...اشتیاقشون واسه تهیه خبر ...خودسانسوری ها ...تیتر ..سوتیتر ...
این لید چیه اینجا نوشتی ؟
بازم سرویس .... با این خبراش...!!!
اینا چیه ؟!!!
یه کم خوش خط تر ...
آقا مهندس گفته خودم باید خبرو چک کنم !!!
بد نیست بدونید که گذشته از تمام نظارتهای آشکارو پنهان این قضیه مهندسم شده بود واسه ما دردسر که به کل خیال هممون رو راحت کرد ...
آقا مهندس گفته ایسنا فعلا تعطیل !!!
این آخریش دیگه نوبرشه ...
شایان ذکر است منظور از مهندس رئیس جهاد دانشگاهی واحد گیلان می باشد که علاقه عجیبی به خبر گزاری تحت نظر خود دارد!
یک هفته خبر گزاری تعطیل...
چرا؟!!!!
چون می خوان از شر قدیمیا خلاص شن ...
چرا؟!!!
چون می خوان خبر گزاری دانشجویی به روش خودشون با کپی برداری از فا کسهای ادارات مورد نظر اداره شه ...
چرا؟!!!
چون هنوز مفهوم ، خبر و خبر گزاری ( اونهم خبر گزاری دانشجویی ) درک نشده ...
چرا؟!!!
چون ایسنای منطقه خبری خزر یعنی عشق ...یعنی بیگاری ..یعنی سانسور خبری ....یعنی آش کشک خالته ...می خوای بخواه ! نمی خوای نخواه!
یعنی بر خورد سلیقه ای ...
انگار تیر ماه دو سال پیش همین دیروز بود که یک ماه کل حقوق بچه ها به خاطر یه اردوی کذایی پرداخت نشد ..حالا حقوقه ماهی چقدر باشه خوبه؟
15 هزار تومن ناقابل ....
اوائل مهر بود که یه تحلیل نصفه نیمه از موقعیت ایسنای خزر نوشتم نمی دونم چی شد که بی خیال ارائه ش شدم ...اما امروز خدا می دونه با دیدن فضای خالیه ایسنا چه حالی بهم دست داد ...
اگر چه ..هر کجا می روی آسمان همین رنگ است ...
سرنوشت مدیریت های دولتی ما به کدوم ناکجا آباد داره هرز می ره ...
اون از شهر داری ..این از ایسنا ...اون از بهزیستی ...این از ....
بگم؟
آخ ...پرید تو گلوم ...
چی؟ همین خیالات کذایی دیگه !!
یه لیوان آب بی خیالی لطفا!